محمد تقي جعفري
مقدمة الكتاب 6
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مقدمهاى چند در بارهء شخصيت جلال الدين رومى و كتاب مثنوى الف - شخصيت جلال الدين رومى بحث در تاريخ زندگانى جلال الدين و خصوصيات شخصيت فردى و اجتماعى اين مرد بزرگ ، در كتب فراوانى مشروحاً مطرح شده است ، ما مطالبى را در بارهء زندگانى اين مرد در آخر مقدمات متذكر خواهيم شد . اكنون در بررسى شخصيت جلال الدين از لحاظ معرفت و علم و هيجان روانى فوق العادهاى كه داشته است ، به اختصار قناعت مىكنيم : 1 - آن قيافهء علمى و عرفانى و روحى را كه جلال الدين در كتاب مثنوى به ما نشان مىدهد ، به طور قطع از چهره هاى فوق العادهاى است كه قلمرو دانش و معرفت مربوط به اصول عاليهء انسانى سراغ دارد . وسعت و عمق ديدگاه جلال الدين در حقايق انسانى ، مخصوصاً از نظر رابطهء انسان با ما وراى طبيعت ، در حدى است كه گويى موضوعاتى كه در بارهء اين رابطه براى او مطرح مىگردد ، اقيانوسهاى متلاطمى از حقايق و مسائل است ، اگر چه اين موضوعات به جهت قرار گرفتن در روى پردهء جهان هستى و از ديدگاه انسانها بسيار محدود و ناچيز ديده مىشوند ، و به همين جهت نارسايى الفاظ را در نشان دادن آن چه كه در ذهن خود راجع به موضوعات مىگذرد ، بارها گوشزد مىكند او مىگويد : من چو لب گويم لب دريا بود من چو لا گويم مراد الا بود گويى اين نمودها و موجودات طبيعى را از كالبدهاى محدود آنها در آورده مىخواهد واقعيات آنها را در يك واحد برتر نشان بدهد ، آن واحد برتر كه بدون درك آن ، نه جهان طبيعت شناخته خواهد شد ، نه قدمى در معرفت الهى مىتوان برداشت ، با دريافت همين واحد برتر است كه گوش درون انسانى مىتواند آهنگ اصلى اين جهان را دريابد . ( 1 ) آن چه كه از مطالعات و دقت كافى در كتاب مثنوى بدست مىآيد ، اين است كه اين مرد بزرگ دو حالت روانى داشته است كه به طور شگفت انگيزى آن هر دو را مورد بهره بردارى قرار داده است : يك - حالت سير و تكاپو در جهان هستى . دو - حالت غوطه ور شدن در الهيات . جلال الدين در حالت اول داراى جوش و خروشى است كه كوشش او را براى رنگين ساختن طبيعت با ما وراى طبيعت ، يا تلاش او را در راه
--> ( 1 ) منظور ما از اين واحد ، چنان كه در مباحث آينده مشروحاً بررسى خواهد شد قيافه كلى جهان در حال دريافت نهايى است كه پس از درك هماهنگى تمام اجزاء و شئون آن براى يك فرد بزرگ دست مىدهد ، او كاملًا مشاهده مىكند كه جهان با داشتن ميلياردها موجودات ، در يك وحدت عالى غوطه ور است و آن واحد نقطهء تابش براى شعاع نور خداوندى است . .